قسمت پنجم عزت نفس :

فاکتور دوم عزت نفس، ارزشمند و لایق دونستن خودمون و احترام گذاشتن به خودمونه. حالا این یعنی چی؟

خیلی از افراد خودشون را لایق و شایسته رسیدن به اهداف بزرگ نمیدونن و به همین خاطر اغلب آدم ها به خاطر کمبود عزت نفس و به خاطر اینکه احساس لیاقت و شایستگی کمی دارن، هدف های بزرگی برای خودشون انتخاب نمی کنن و حتی اگه گاهی به صورت تصادفی هم تصمیم بگیرن که به یه هدف بزرگی برسن، خیلی زود منصرف می شن.

مثلا فردی، مصاحبه ای از یه دانشجوی پزشکی را می بینه و سریع تصمیم میگیره که او هم برای پزشکی درس بخونه، حتی گاهی موهاش یا ابروهاش را با ماشین میزنه که دیگه نتونه بیاد تو خیابون و یه جورایی، خودش را مجبور میکنه که توی خونه بمونه و برای رشته پزشکی درس بخونه، اما خیلی زود می بینیم که خیلی از این افراد منصرف می شن.

از یکی از این افراد که همین کار را کرده بود، پرسیدم: چی شد؟ مگه تصمیم نگرفته بودی برای پزشکی درس بخونی؟ و او در جواب  گفت : من کجا و پزشکی کجا. و من به وضوح کمبود عزت نفس را توی وجودش دیدم.

دوستان، اگه به خوبی به همین جوابی که او داد دقت کنیم ، میبینیم که منظور او اینه که من لیاقت پزشک شدن را ندارم. در صورتی که اگه همین شخص در ابتدا روی عزت نفسش کار کرده بود و به یک سطح مقبولی رسیده بود، شاید به این سادگی ها از هدفش دست بر نمی داشت.

بسیاری از افراد به خاطر کمبود عزت نفس که یکی از نتایجش احساس عدم شایستگی و لیاقته، به دنبال خواسته هاشون نمیرن. نکته خیلی خیلی تاسف برانگیز اینه که خیلی از این افراد نمی دونن که مشکلشون چیه؟ اونها نمی دونن که اگه مشکل کمبود عزت نفس را حل کنن، احساس لیاقت و شایستگی برای داشتن هر چیزی و رسیدن به هر هدفی در اونها به وجود میاد و اینطوری حتی اهداف خیلی بزرگ هم براشون باور پذیره.

اگر ما روی عزت نفسمون کار کنیم و عزت نفسمون را بالا ببریم، باور (( من می توانم ))، (( من لیاقت و شایستگی هر چیزی را دارم )) در ما شکل می گیره و وقتی باور ما درست بشه، نتایج جدیدی وارد زندگیمون میشه و این دو باور برای رسیدن به هر هدفی ضروریه چرا که اگه این باورها را نداشته باشیم، اصلا حرکت نمی کنیم و به جایی نمی رسیم.

افراد موفق به دلیل اینکه عزت نفس بالایی دارن، خودشون را لایق و شایسته رسیدن به هر هدفی میدونن و چون این شایستگی را در خودشون احساس میکنن، حتی اگه در مورد خواسته ای، باورشون هم ضعیف باشه، به خاطر اینکه خودشون را لایق رسیدن به اون خواسته میدونن، حرکت میکنن و بالاخره به خواستشون میرسن.

پس عزت نفس بالا یکی از ارکان موفقیته.

به نظر من اگه تمام عوامل موفقیت را توی یک کفه ی ترازو و عزت نفس را توی کفه ی دیگه ی ترازو قرار بدیم، کفه ی عزت نفس به مراتب سنگینتر از بقیه عوامل موفقیته و من اعتقاد محکمی به این مطلب دارم. دوستان بازم تکرار می کنم که عزت نفس به تنهایی از تمام عوامل دیگه ی موفقیت مهمتره.

حالا یه بررسی کنید و ببینید آیا تا حالا شده از یه هدف بزرگ به خاطر ترس  و یا به خاطر بزرگ به نظر رسیدن اون هدف، کناره گیری کرده باشید؟ یا اینکه دست دست کرده و حرکتی نکرده باشید؟ که اگر اینطور بوده، باید به عزت نفس خودتون شک کنید. شاید به صورت پنهان و ناخودآگاه، خود را لایق و شایسته رسیدن به اون هدف نمی دونید و ممکنه که خودتون هم از این مشکل بی خبر باشید.

پس،اگه بتونیم مشکلمون را تشخیص بدیم و روی عزت نفسمون کار کنیم، اون موقع خودمون را لایق و شایسته رسیدن به هر هدفی می دونیم.

مورد بعدی ، احترام گذاشتن به خودمونه.

کسی که عزت نفس داره، همونطور که به دیگران احترام میذاره، برای خودش هم احترام قائله و همونطور که برای دیگران ارزش قائل میشه، برای خودش هم ارزش قائله. هرگز به خاطر دیگران خودش را تحقیر نمیکنه، همونطور که برای دیگران بهترین ها را میخواد، برای خودش هم بهترین ها را میخواد.

همونطور که برای وقت بقیه ارزش قائله، برای وقت خودش هم ارزش قائله.

همونطور که همیشه مواظبه که کسی را ناراحت نکنه، مواظب هست که خودش را هم ناراحت نکنه. خودش را به باد فحش و ناسزا نمیگیره، اگه جایی اشتباهی ازش سر زد، فکر نمیکنه که دنیا خراب شده، و با خودش میگه انسان جایزالخطا ست.

و در یک کلام احترام گذاشتن به دیگران را مهم میدونه و احترام گذاشتن به خودش را واجب .

سومین فاکتور عزت نفس، اینه که شخص با عزت نفس خودش را همونطور که هست می پذیره. حالا این یعنی چی؟

پذیرفتن خود، یعنی این که من میپذیرم که چه کسی هستم و چه ویژگی هایی دارم. یعنی هویت واقعی، عقاید و باورهایی را که در زندگی دارم و نقاط ضعف و قوت خودم را میشناسم و میپذیرم. صفات و ویژگیهایی که دارم را می شناسم.

پس پذیرفتن خود، یکی از بزرگترین قدمهاییه که یک فرد می تونه برای رشد و پیشرفت خودش در زندگی برداره. چرا؟ ، چون وقتی فردی هویت واقعی خودش، نقاط قوت و ضعف خود و باورهاش را می پذیره، مشکلات خودش را میشناسه و میتونه برای اصلاحشون قدم برداره. ولی فردی که مثلا فلان نقطه ضعف را داره ولی، خودش اون را قبول نداره، نمیتونه در جهت اصلاح نقطه ضعفش کاری کنه.

و همینطور مثلا فردی نقطه قوتی داره، ولی اون را نمی شناسه. پس، نمیتونه از اون نقطه قوت، استفاده درست و بهینه ای بکنه.

خیلی از مشکلات ما آدم ها به خاطر اینه که در پذیرش خودمون، همینطوری که هستیم، یا مشکل داریم یا بی تفاوتیم، دلیلش هم اینه که از این نکته خیلی مهم غافلیم که اگه خودمون را واقعا همونطور که هستیم می پذیرفتیم، می تونستیم در زندگیمون تغییر و رشدهای بسیار بزرگی ایجاد کنیم. چون می تونستیم روی نقاط قوتمون تکیه کنیم، نقاط ضعفمون را اصلاح کنیم و اگه باور یا فکر اشتباهی داریم، اون را اصلاح کنیم.

ما تا زمانیکه خودمون را درست نشناسیم، نمی تونیم خودمون را بپذیریم. پس وقتی ما خودمون را پذیرفتیم یعنی دقیق خودمون را شناختیم.

وقتی فردی خودش را همینطوری که هست بپذیره، آرامش داره. چون لزومی نداره چیزی را از کسی پنهان کنه. چون خودِ پنهان کاری کردن، انرژی زیادی از آدم می گیره.

نکته دیگه اینکه هر چقدر عزت نفس ما بالاتر باشه، به دیگران احترام بیشتری میذاریم و با اونها رفتار سنجیده تر و منصفانه تری داریم. یا اینکه وقتی عزت نفس بالا داشته باشیم، هیچ وقت برای دیگران بد نمی خواهیم و از همه مهمتر اصلا نگران این نیستیم که مورد بی اعتنایی واقع بشیم.

در کل، عزت نفس تمام ابعاد زندگی ما را تحت تاثیر قرار میده و مطمئنا هر چه قدر که عزت نفس ما زیادتر باشه، عملکرد بهتر و قابل قبولتری توی کل جنبه های زندگیمون داریم.

اگه در مورد این مطلب نظر یا تجربه ای دارید و فکر میکنید که میتونه مفید باشه، خوشحال میشم نظر یا تجربه خودتون را از طریق کادر پائین همین صفحه برامون ارسال کنید.

تا قسمت بعد یا حق…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جایگاه بنر

محتوای دلخواه