قسمت دهم شاه کلید موفقیت فرزندان

ادامه آیتمهای مقدمات و شالوده عزت نفس در فرزندان از کوپر اسمیت :

مورد هفتم : توجه کردن متناسب با سن و سال

مسلما توجهی که ما به فرزند ۱۶ ساله ی خود میکنیم، مثل توجهی که به فرزند ۶ ساله ی خودمون میکنیم، نیست و باید تفاوت داشته باشه.

مثلا اگه ما تصمیم بگیریم که به فرزندمون کمک کنیم تا مستقل بودن را یاد بگیره، باید متناسب با سن و سالش، حق انتخاب های مناسب به او بدیم. میتونیم برای این کار دو یا چند انتخاب پیش روش بذاریم تا خودش انتخاب کننده باشه، یا میتونیم در هر مساله ای نظر خودش را بپرسیم.

مورد هشتم : تحسین و انتقاد

تحسین کردن اصولی داره و اگه اصولش رعایت نشه، میتونه به عزت نفس آسیب بزنه. تعریف و تحسینی مفیده  و میتونه باعث رشد عزت نفس فرزندمون بشه که دلیل داشته باشه. مثلا: آفرین چقدر لباست تمیزه، چقدر مشقات را خوب نوشتی، ولی اگر تحسین بی دلیل باشه، باعث صدمه زدن به عزت نفس میشه. وقتی میخواهید فرزندتون را تحسین کنید، دو نکته را رعایت کنید:

اول اینکه تحسین با دلیل باشه و دوم اینکه واضح و مشخص بگید که از چه کار او دارید تمجید و تحسین میکنید. اینطوری فرزندتون متوجه میشه که به خاطر چه کاری تشویق میشه.

در مورد انتقاد، هیچ وقت نباید از خود فرزندتون و از شخصیتش انتقاد کنید، بلکه انتقاد شما صرفا باید متوجه رفتار فرزندتون باشه.

مثلا اگه فرزند بزرگتون ، فرزند کوچکتون را کتک زده و شما میخواهید انتقاد کنید، باید بگید: خیلی از این کارت ناراحت و عصبی هستم.

اگه شما به جای رفتار بد، شخصیت فرزندتون را مورد انتقاد قرار بدید، یعنی به عزت نفس او حمله کرده اید و اینطوری احتمال انجام اون کار بد در آینده افزایش پیدا میکنه. چرا که فرزندتون با خودش میگه: چون من بد هستم، پس بد میکنم.

پس هیچوقت به فرزندتون نگید که آدم بدیه و به جای این حرف بگید تو خوبی اما کارت بد بود. بنابراین، ما به عنوان والدین باید مواظب باشیم که هیچوقت شخصیت فرزندمون را زیر سوال نبریم و از عباراتی مثل : بد بودن، لوس بودن، احمق بودن، بی ارزش بودن، بی مصرف بودن، بی فایده، تنبل، خودخواه و از این قبیل استفاده نکنیم.

مورد نهم : انتظارات والدین

انتظارات ما والدین باید با سن و سال فرزندمون همخونی داشته باشه و ویژگیهای منحصر به فرد هر فرزند مد نظر قرار بگیره. وقتی ما انتظارات منطقی و معقولانه ای از فرزندمون داریم، یعنی فرزندمون را میبینیم و درکش میکنیم. با این روش، او احساسِ بودن، اهمیت داشتن و حتی احترام میکنه و این روند رشد عزت نفس او را تسریع میکنه.

مورد دهم : نوع برخورد والدین با اشتباهات فرزندشون

مسلما هر انسانی مرتکب اشتباه میشه و بچه ها هم از این قائده مستثنی نیستن، ولی مهم اینه که ما چطور با اونها و اشتباهشون برخورد کنیم. اگه با سرزنش برخورد کنیم، مثلا فرزندمون کاری را نتونسته انجام بده و ما به او بگیم که خودم این کار را انجام میدم، چون تو نمیتونی و این یعنی ضربه به عزت نفسش.

اشتباه کردن بخشی از یادگیریه و اگه فرزندمون بدونه که در صورت اشتباه هم، از طرف ما پذیرفته میشه، او به دروغ گفتن متوسل نمیشه و  سعی میکنه در دفعه های بعد اشتباهش را اصلاح کنه.

مورد یازدهم : نیاز به ساختار

نیاز به ساختار یعنی چه؟ یعنی این که چه مقررات و قوانینی در یک جمع خانوادگی باید رعایت بشه؟ کدام مقررات قابل قبول هستن؟ از فرزند خود چه انتظاری داریم؟ با انواع رفتار فرزندان چه برخوردی بشه؟ آزادی عمل افراد تا چه حده؟ تصمیمات خانواده توسط چه کسی گرفته میشه و ارزشهای مورد قبول خانواده کدام ها هستن؟

نکته مهم اینه که یک ساختار خوب:

۱- به نیاز ها و تمام افراد خانواده احترام میذاره.

۲- انعطاف پذیره.

۳- افراد طبق اون ساختار، میتونن مواضع خودشون را با هم در میون بذارن.

۴- پدر و مادر توضیح دهنده هستند نه فرمان دهنده.

خانواده ای که در اون ساختار وجود داره، یعنی حد و مرزها مشخصه. و این از نظر بچه ها خوبه. چون اگه هیچ محدودیتی در کار نباشه، بچه ها مضطرب میشن. وقتی بچه ها در خانواده ای هستن که ساختار مناسب داره و از اون مهمتر در اون ساختار ارزش و معیارهای منطقی باشه، عزت نفسشون افزایش پیدا میکنه و برعکس، وقتی در خانواده ای باشن که ساختار نداره یا ساختارش ضعیفه، عزت نفسشون آسیب میبینه.

مورد دوازدهم : انسجام خانواده

یعنی در حد توان، افراد خانواده، طوری برنامه ریزی کنن که مواقعی در طول روز با هم باشن، با هم حرف بزنن، به هم نزدیکتر بشن. کسی نخواد یک تنه سخنرانی یا موعظه کنه، فقط صحبت در مورد مسائل روزمره.

به این ترتیب عزت نفس بچه ها رشد میکنه، مخصوصا خانواده هائی که پدر و مادر هر دو شاغلن.

مورد سیزدهم و آخر : عدم مقایسه

مقایسه واقعا تخریب کننده عزت نفسه. به هیچ عنوان فرزندتون را با کسی مقایسه نکنید. نه با بچه های فامیل، نه با دوستان و همکلاسیهاش، حتی نه با خواهر و برادرهای خودش. چون هر انسانی یک موجود منحصر به فرده که قابلیت ها و توانایی های منحصر به فردی هم داره که اگه شما او را با فرد دیگه ای مقایسه کنید، سرخورده میشه و همونطور که قبلا هم گفتم ممکنه دچار تمرکز نقطه ای بشید ( تمرکز نقطه ای یعنی ما فقط به نقاطی از طرف مقابل توجه کنیم که اون فرد در اون نقاط از ما بهتره و ماهرتره و اینجوری روی اون فرد و مهارت و توانائیش تمرکز میکنیم و مهارتهای خودمون را نمیبینیم و روی نداشته هامون تمرکز میکنیم، مثلا من بخوام صدام را با صدای استاد شجریان مقایسه کنم. ).

تنها جایی که شما مجاز هستید فرزندتون را مقایسه کنید، مقایسه او با خود قبلیشه. و اینکه به او بگید که چقدر با دیروزش یا گذشتش فرق کرده.

دوستان، این چیزهایی که گفتم، مهمترین مواردی هستن که شالوده عزت نفس فرزندمون را تشکیل میدن و اگه اینها را رعایت کنیم، عزت نفس فرزندمون شروع به رشد میکنه. خب، مواردی که تا اینجا گفته شد، خیلی مهم هستن چون، درک ما را از عزت نفس و نقش بسیار مهمی که در زندگی خودمون و فرزندانمون داره، زیاد میکنه. ولی مطالبی که در دو قسمت بعد گفته میشن، مهمتر هستن، چرا که اگه چیزهایی که در ادامه گفته میشه را، به صورت عملی انجام ندیم و روی فرزندانمون اجرا نکنیم، هیچ دستاورد جدیدی در عزت نفس اونها به دست نمیاریم.

اگه در مورد این مطلب نظر یا تجربه ای داری که فکر میکنی مفیده، خوشحال میشم نظر یا تجربه ات را از طریق کادر پائین همین صفحه برامون ارسال کنی.

تا قسمت بعد یا حق…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جایگاه بنر

محتوای دلخواه